اکولوژی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 مفهوم نقشه پراکندگی بیوژئوکلماتیک از مفهوم نواحی گیاهی حاصل می شود. نواحی گیاهی، به عنوان پوشش گیاهی یک ناحیه ی ژئوگرافیک ویژه یا منطقه ای که ماکروکلیمای یکسانی دارد، معرفی می شود. این پوشش گیاهی با یک ماکروکلیما ناحیه ای که دارای چندین جامعه متفاوت است، یک پوشش گیاهی موزاییک را به وجود می آورد. بنابران مفهوم Zonal با مفهوم Formation تفاوت دارد.

مترجم: قاسمی

منبع: اکولوژی پوشش های گیاهی، نوشته ی النبرگ - مولر

 


اصطلاح ناحیه بیوژئوکلماتیک، یک ناحیه را بر اساس پوشش گیاهی، اقلیم، حیوانات خاک وبستر ژئولوژیکی معرفی می کند. کراجیان یک ناحیه ی بیوژئوکلماتیک را به عنوان یک سطح ژئوگرافیکی تعیین می کند که غالبا توسط همان ماکروکلیما کنترل شده و به وسیله ی همان خاک و همان پوشش، کلیماکس اقلیمی ناحیه ای مشخص می شود. در واقع یک ناحیه ی بیوژئوکلماتیک می تواند از نظر ژئوگرافیکی یک اکوسیستم ناحیه ای در نظرگرفته شود که حاوی تعدادی اکوسیستم کوچکتر است. بنابراین سیستم کراجیان از نظر Sukachev یک بیوژئوکوئنوز است. نقشه ژئوگرافیکی یک بیوژئوکوئنوز با فیتوکوئنوز که یک جامعه گیاهی باریک و قابل نقشه برداری نسبتا مشخص است،نشان داده می شود. باریک یعنی اینکه پوشش گیاهی در تمام لایه هایش، نه فقط در لایه هموژن (یکنواخت) باشد. مثلا در یک جنگل، نه تنها ترکیب گونه ای درختی بلکه اشکوب زیرین هم باید همگون باشد. انتخاب ایستگاههای نمونه برداری Releve است.

   نقشه ژئوگرافیک یک ناحیه بیوژئوگرافیک،به صورت اقلیمی،گیاهی وخاکی مشخص می شود.این نواحی در به وسیله همان پوشش ناحیه ای،همان خاک ناحیه ای،همان ماکروکلیمات ناحیه ای مشخص می شود. این خاکها و پوشش ناحیه ای فقط در برخی از زیستگاههای مرطوب که خاکها به مدت چندین هزار سال تکامل پیداکرده(بالغ شده)و پوشش گیاهی اساسا به مدت چندصد سال دست نخورده باقی مانده است،وجوددارد. زیستگاههای مرطوب یک ناحیه(به میزان زیادی توسط یخبندان تحت تاثیر قرارمی گیرد)از عمق خاکهای رسوبی و یخ زده که دارای ذرات ریز شن و سیلت است،تشکیل می شود.آن ها زهکشی بیش از حد ندارند و توسط دوره های بلند مدت آبهای حاصل ازتراوشهای طبیعی تحت تاثیر قرارنمی گیرند. میزان رطوبت خاکهای آنها به طور کامل به آب حاصل از بارش بستگی دارد.(عمدتا باران و برف)

زیستگاههای دیگر،مرطوبتر یا خشک تر از زیستگاههای مرطوب(Mesic)هستند. در هر دو نوع این زیستگاهها(مرطوب تر و خشک ترMesic)برخی زیستگاهها از نظر عوامل خاکی با هم تفاوت دارند. آنها به سادگی زهکشی می شوند زیرا خاکهایشان پست یا از مواد درشت درست شده است یا آنها باآب مازاد انتقال یافته از دیگر زیستگاههای همان ناحیه تغذیه می کنند. بنابراین،آنها نمی توانند از ویژگی مشخصه ی این نواحی حذف شوند. پوشش گیاهی آنها ممکن است به حدی متفاوت باشد که به طور فلورستیکی به برخی از دیگر گروهها وراسته ها تعلق داشته باشند تا اینکه این پوشش گیاهی در جاههای مرطوب رشد کنند.

هر بیوژئوکوئنوژنز یک ناحیه بیوژئوکلماتیک ویژه، پیشرفت های مشخصه ی خود را دارد که با فیتوکوئنوزیز متوالی نشان داده می شود. برخی از بیوژئوکوئنزها, ممکن است به صورت مشابه در چندین ناحیه مناسب ایجاد شود که برخی فاکتورهای محیطی جبرانی آنجا عمل می کنند.

   اگر خاکهای ناحیه ای حداقل برای چندین هزار سال بالغ شده باشند، ممکن است از یک عمق ایجاد شوند و مواد مادری آنها از بین رود و چون پوشش گیاهی ناحیه ای هنگامی که به مدت چند صد سال دست نخورده باشد, پیشرفت خواهد کرد. لذا هر مکان مرطوبی با خاکهای ناحیه ای و پوشش گیاهی ناحیه ای مشخص نمی شود. بنابراین, زمین های رسوبی جوان ممکن است با خاک های غنی تر و بیشتر مشخص شوند و معمولا واحدهای پوشش های گیاهی یا بیوژئوکوئنوزها غنی تر هستند.

برخی نواحی بیوژئوکلماتیک،در پوشش گیاهی ناحیه ای و ویژگی های خاک آن ها ممکن است برخی شباهت ها داشته باشند. در هر حال, آن ها ممکن است به عنوان نواحی متفاوت با اکوسیستم های فرعی شان (Corollary) مشخص شوند,به طوری که همراه با اکوسیستم های خشک تر یا مرطوب تر که در همان نواحی با اکوسیستمهای مرطوب وجوددارند،مشخص می شوند. بنابراین نواحی بیوژئوکلماتیک نه تنها با اکوسیستمهای بالغ و مرطوب شان بلکه با دیگر واحدهای اکوسیستماتیک که در همان ماکروکیمات وجوددارند,مشخص می شوند. هنگامی که خاک و پوشش گیاهی وابسته به اقلیم در نظر گرفته می شوند،اقلیم نقش کنترل کننده بازی می کند. کراجیان هر ناحیه ای را با 19 پارامتر اقلیمی مشخص می کند.  به عنوان یک ابزار مهم(اصلی)او از نقشه های ناحیه ای بیوکلماتیک کوپن استفاده می کند,که به واحدهای نقشه برداری بر اساس ترکیب پراکندگی سالیانه میانگین درجه حرارت و بارش ماهانه منتج می شود.اماکن کراجیان دارای چندین حد برای پارامترهای اقلیمی است. مثل حداکثر و حداقل درجه حرارت مطلق, مرطوب ترین و خشک ترین ماه,بارش برف سالیانه,وجود ابر و... به شناسایی و تشخیص نواحی بیوژئوکلماتیک کمک می کند. علاوه بر این,19 پارامتر اقلیمی هر ناحیه با ارتفاع,عرض جغرافیایی,خاک ناحیه ای آن و فرایندهای تشکیل دهنده ی خاک ناحیه ای آن توصیف می شوند. خاک ناحیه ای کم و بیش با مفهوم وسیع گروه خاکی استفاده شده در طبقه بندی خاک ارتباط دارد.

  در نقشه برداری واقعی نواحی بیوژئوکلماتیک,توپوگرافی یک معیار اصلی است همانطور که آن به تمام پارامترهای اقلیم(درجه حرارت,بارش,وزش باد,بارش برف,وجود ابر)و حتی  خاک و پوشش گیاهی مربوط می شود. سیستم نواحی بیوژئوکلماتیک از مطالعات مفصل بیوژئوکوئنوزهای مستقل حاصل شده است. تعداد نوع بیوژئوکوئنوزها از حدود 8 تا 20 برای یک ناحیه تغییرمی کند و هر نوع بیوژئوکوئنوز بر پایه مطالعات مفصل اکولوژیکی از 10 بیوژئوکوئنوز مجزا قرارمی گیرد. واحدهای بیوژئوکوئنوز به وسیله یک محیط ماکرو معمولی به ناحیه بیوژئوکیماتیک ربط داده می شود. بنابراین,کراجیان بر ارتباط ناحیه بیوژئوکلماتیک و بیوژئوکوئنوز تاکید می کند. این سیستم نسبت به طرح های طبقه بندی ساختاری قبلا توصیف شده متفاوت است,که از جنبه های وسیع شروع می شود و به جزییات بیشتر می رسد. درآن طرح ها، نقشه برداری بر اساس مرزهای واقعی پوشش های گیاهی قرارمی گیرد. در طرح های نواحی بیوژئوکلماتیک این مرزها بر پایه ی خاک,اقلیم وپوشش گیاهی قرارمی گیرند, توپوگرافی به عنوان الحاق کننده استفاده می شود. سیستم کراجیان مستلزم دانش قابل ملاحظه در مورد اکولوژی تمام پوشش های گیاهی یک ناحیه که قبلا مرزهای ناحیه ای آن به صورت دقیق کشیده شده است،می باشد. در واقع سیستم کراجیان,حاصل مطالعات سخت اکولوژی گیاهی در طول سالهای زیادی در بریتیش کلمبیا است. 

[ ۱۳٩٠/۱٠/۳ ] [ ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ حمیدرضا قاسمی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دانشجوی دکترای فیزیولوژی گیاهی دانشگاه اصفهان Hamidecology@yahoo.com
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

آمار سایت


رمان