اکولوژی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان



این جگن درباتلاقها و مردابهای سواحل آتلانتیک وجود دارد. اما فقط درمردابهای درون قاره ای وجود دارد نه در باتلاقهای درون قاره ای. من به صورت تجربی پنج فرضیه ایکه این الگورا توضیح می دهد امتحان کردم. نشاهای متقابل ایجاد شدند,تفاوتی بین دو جمعیت مشاهده نشد. این نشان می دهد که اکوتیپ خاص باتلاق وجود ندارد. درعوض رشد و تولید مثل این جگن به اکثر شرایطی که گیاهان درآن رشد کرده اند,بستگی دارد.گیاهانی که از جمعیتهای مختلف مطالعه شدند,می توانستند سیکل زندگی خود رادر باتلاقهای ساحلی,مردابهای ساحلی ومردابهای درون قاره ای کامل کنند,اما نمی توانستند چرخه ی زندگی خود رادرباتلاقهای درون قاره ای کامل کنند. آزمایشات گلخانه ای نشان دادندکه اسیدیته و قلیاییت اثر معنی داری دررشد و جوانه زنی نداشت. مواد غذایی و سطح آب افزایش یافت. نهالهای جگن درتوربهای باتلاقهای درون خشکی وقتی که سطح آب به طور مصنوعی درسطح خزه نگه داشته شد به میزان زیادی رشد کردند اما وقتی که سطح آب از سطح خزه پایین تر آمد(20سانتی متر یا بیشتر پایین آمد), اغلب آنها مردند. سطح آب درباتلاقهای ساحلی معمولا بالاست. سطح آب رقابت بین خزه اسفاگنوم و نهالهای جگن را تحت تاثیر قرارمی دهد.درشرایط خشک تر باتلاقهای درون قاره ای نهالهای اسفاگنوم سریعتر رشد می کنند. درشرایط مرطوب تر باتلاقهای ساحلی نهالها جگن سریعتر ازاسفاگنوم رشدکردندوهمراه با خزه یافت شدند.

      

     فرضیه ها:

   1-فرضیه نول(خنثی): این الگوی توزیع ممکن است مقاومتهای محیطی جگن را منعکس نکند:شاید جگن می توانست درباتلافهای درون قاره ای رشد کند,اما به صورت اتفاقی تمام جمعیتهای جگن درمردابها وجود دارند.

2-فریضیه اینرسی بیولوژیکی: این جگن ممکن است یک معرف خوب برای شرایط مینروتروفیک باشد که نمی تواند چرخه ی زندگی خود رادر باتلاقها که اومبروتروفیک اند کامل کند,اما به صورت نباتی درباتلاقهای ساحلی باقی می ماند همانطور که درمردابها وجوددارد.

   3-فریضیه پراکندگی + اکوتیپ :جمعیتها در باتلاقهای ساحلی ممکن است اکوتیپ باشد,به طوریکه از آنهاییکه درمردابها هستند,متفاوتند. مثلا یک اکوتیپ که درتمام باتلاقها می تواند با موفقیت رشد کندوتکثیر یابد,درحاشیه ی شرقی دامنه جگن تکامل یافته و هنوز به طرف غرب مهاجرت نکرده است.

   4-فرضیه ی اکوتیپ خاص باتلاقهای ساحلی :ممکن است یک اکوتیپ به طور متناوب تکامل یافته به طوریکه با باتلاقهای ساحلی سازش یافته نه با باتلاقهای درون قاره ای.

  5-فرضیه تفاوت بین باتلاقها:

        الف- باتلاقهای ساحلی اسیدیته ی کمتری نسبت به باتلاقهای درون قاره ای دارد وسدیم و منیزیم بیشتری برای حاصلخیزی از طریق دریا دریافت می کند.

        ب- سطح آب نزدیک به سطح آب مردابها و باتلاقها ساحلی باقی می ماند نه باتلاقهای درون خشکی, مردابها وباتلاقهای ساحلی ترکیب میکروتروفیک مطلوب برای جگن دارد، درحالیکه باتلاقهای درون خشکی فاقد این خصوصیات هستند

        ج- شاخص های مینروتروفیک مثل کارکس به خاطر ورودبیشتر مواد معدنی محلول در ته نشستهای اتمسفری ممکن است درباتلاقهای اومبروتروفیک نواحی ساحلی وجود داشته باشد.

        د- خشک شدن سطح خزه در باتلاقهای درون قاره ای ممکن است به خروج کارکس از باتلاقها حداقل درحاشیه شرقی دامنه آن,کمک کند.Damman اهمیت موقعیت سطح آب درکنترل الگوهای گیاهی درباتلاقهای اومبروتروفیک را ذکرکرد.

[ ۱۳٩٠/٦/٢٠ ] [ ٥:۳٤ ‎ب.ظ ] [ حمیدرضا قاسمی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دانشجوی دکترای فیزیولوژی گیاهی دانشگاه اصفهان Hamidecology@yahoo.com
موضوعات وب
صفحات دیگر
امکانات وب

آمار سایت


رمان